جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2022
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ادبيات فرانسه » مىناميم . اگر شعر « گوته » و موسيقى « بتهوون » را عميقاً دريابيد ، مىبينيد كه ميان اين دو هنرمند آلمانى ، جوّ مشتركى وجود دارد كه تمام فرزندان آلمان را به يكديگر پيوند مىدهد . اين همان جوّى است كه محصول تاريخ ، فرهنگ ، اخلاق ، فلسفه ، عقايد ، افسانهها ، خاطرات ، تخيّلات و احساسات ملت آلمان است . تاريخى كه اكنون ملتى با آن زندگى مىكند ، جامعه را در خود فرو برده ، و در اعماق جامعه ريشه دوانيده است . يك جامعه انسانى بىتاريخ ، از لحاظ وضع حاضر و ارزشهاى انسانى ، زيانهاى بسيار مىبيند . به خاطر اينكه تاريخ در پرورش شعور و احساسات ملى و اجتماعى تأثير فراوانى دارد . ملاحظه مىكنيم كه ملتها از لحاظ ادبى و روحى به وجود افرادى كه در گذشته خالق گنجينهها و ويژگىهايشان بودهاند ، افتخار مىكنند ، و به دورانهاى گذشتهاى كه اين ويژگيها از لحاظ جنبههاى انسانى به اوج كمال رسيدهاند ، مباهات مىنمايند . مىگويند : روح بزرگان ، پاسدار ميهن است ، زيرا آنان الهامبخش مردماند و اعتمادشان را به خود جلب مىكنند ، و به آنها اثبات مىكنند كه وطن چيزى است كه براى خودشان و انسانيت مفيد است . آنگاه راهى را كه بتوانند با پيمودن آن همگام با زمان به حركت درآيند ، به آنها نشان مىدهند . همانگونه كه استعمارگران به ارزش اقتصاد در بناى جامعه توجه دارند و با تمام نيرو ، آن را درهم مىكوبند ، به اهميت و قدرتى كه تاريخ ملتها در وحدت و استقلال آنها دارد نيز توجه دارند و مىكوشند كه آن را مسخ كنند و از عظمت گذشتگان و سازندگان تاريخ و قهرمانان گذشته بكاهند . در اينجا ناگزيريم هدف خود را از